"پیمان قلبها

خرید بک لینک

احساس خط خطی شده ام

غرور لجبازم، تو را پس میزند..

چشم به غبار نشسته ام

قلب همیشه عاشقم، یخ میزند..

لیکن گویی باز تو را میخواهد

قلبم، تو را.. تو را میخواهد..

گم شدن... آسمان.. رویا..

گم کردم... تو را.. تو را..

حیران گشته ام

پریشان یک کابوس غریب

سرگردان یک احساس ناب

معنایی ندارد شعرهایم..

لیکن آب میشود آرام آرام از پس قلب یخ زده ام غم هایم...

خلوت شده احساسم..

شوری نیست.. شوقی نیست در نفسهایم..

سنگین شده جسمم، پر نمیکشد باز به سوی آشنایم..

بلاتکلیف مانده ام..

نه عشقی که به آن خوش کنم دل..

و نه دلی که....

بس است.. هیچ نگویم بهتر است..

با تو نبودن٬ از تو گذشتن سخت است..

لیکن تو را با خود دیدن حسرت است..

حسرتی تلخ.. غریب.. حسرتی پر درد..

تا شنیدم:

"تو عاشق نمیشی؟"

"تو عاشق نمیشی؟"

غم که سهل است، عشق را گم کردم..

ذره ذره آب شد عشقم..

لحظه لحظه یخ زد جسمم..

می بینی!.. آری تو را می گویم!..

می بینی دل به غم نشسته ام؟

میدانی.. میدانی نابود گشته ام؟..

تو را چه سود... مرا چه سود...

هر یک به سویی.. به سویی دگر روانه می شویم..

لیکن ز یاد تو برفت... ز یاد من نرفت..

"تو عاشق نمیشی؟"

"تو عاشق نمیشی؟"

ز یاد من نرفت.. ر یاد من نرفت...

اشک.... درمانی نیست.. درمانده ام..

به دادم برس که باز در غم جا مانده ام..

یاری ام کن.. یارم... عشقم را نمی بینم..

مجنون گشته ام.. خلاصم کن.. عشقم را نمی بینم..

شب است و ماه را نگاه میکنم

غم است در دل و خدا خدا میکنم

عشقم.. عشقم را نمی بینم...

گم کردم..

چشمهایم را باز میکنم تا ببینم

باید پیدا کنم..

اما نبودنش را..

نبودنش را پیدا میکنم..

جای خالی اش را احساس میکنم..

بغض ندیدنش را تکرار میکنم...

دلم سخت به سینه می کوبد:

آری او برفت و دگر باز نخواهد آمد..

"آمدم"

"آمدم"

لیکن باز نخواهد آمد..

او مرا ز خود دور ساخت..

آن چنان دور که باز نیست شدم....

دیر میگذره...

ما را در سایت دیر میگذره دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 101 تاريخ: سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 21:31

صفحه بندی