خرید بک لینک
اومد تو وات.. وقتایی که اینجوری میاد قلبم میریزه یهو اما صبر کردم چند دقه بگذره .. بعدش رفتم پیامشو دیدم ... انتظار یه چی دیگه داشتم اما اون با حرفاش میخواست بهم بگه عاقل شو ... صبر کردم .. اون گفت من گفتم ... هنوز خبری از خواسته من نبود .. تا اادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان نعمتی تاريخ: پنجشنبه 12 فروردين 1400 ساعت: 14:31

داشتم الان به این فکر میکردم که ؛ اگه یکی بیاد این پستای آخرو بخونه چقده ممکنه براش عجیب باشه حالا درسته اینجا کسی نیست خودمونیم ولی خب ممکنه بعدها مثلا یکی بیاد بخونه دیگه، اونوقت با خودش چه فکرایی ممکنه بکنه دنیا هم کلا رنگاوارنگ شده واسه ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان نعمتی تاريخ: پنجشنبه 12 فروردين 1400 ساعت: 14:31

بدشانسم یا بی عرضه م من و این همه بدبختی محاله محاله یکی بیاد منو بزنه واجبه واجبه خاک تو سر منه بخت برگشته برگشته آخ آخ دل تو دلم نیست چه خاکی به سرم کنم من امروز صبح منِ خیره سر چند تا عکس میخواستم که واسه آبجیم بفرستم عکسایی که میخوادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان نعمتی تاريخ: پنجشنبه 12 فروردين 1400 ساعت: 14:31

چه خوبه اگه توی سرمای زمستون این گلهای آفتابگردون و مهمون قلبامون کنیم به امید اینکه گرممون شه ... فکر کردن بهش وجودمون و گرم میکنه!!.. زندگی رنگهای فراوونی داره .. بعضی وقتا زودتر این رنگها جون مادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان نعمتی تاريخ: سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 21:31

روزای بارونی که منتظرش بودم از راه رسیده .. روزایی که به امیدش دلمو خوش کرده بودم .. خودمو خوش بین کرده بودم .. ولی حالا .. فکر میکردم با رسیدن زمستون همهی مشکلاتم حل میشه ... میخواستم تابستون زودتر ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان نعمتی تاريخ: سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 21:31

دقیقا جمعه نوزدهم اریبهشت بود که.. .. ظهر بود .. ساعت حدودای ۱و چیزی .. چشام گرد شد و حالم قابل توصیف نبود .. لبام میخندید و قلبم یه جا بند نمیشد .. از شدت هیجان دستام داشت میلرزید و سعی کردم شماره شادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان نعمتی تاريخ: سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 21:31

احساس خط خطی شده امغرور لجبازم، تو را پس میزند..چشم به غبار نشسته امقلب همیشه عاشقم، یخ میزند.. لیکن گویی باز تو را میخواهدقلبم، تو را.. تو را میخواهد..گم شدن... آسمان.. رویا..گم کردم... تو را.. تو رادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان نعمتی تاريخ: سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 21:31

ســـــــــــــــــلام . سایت که باز شد دیدم به به اینجا بلاگفا هم عوض شده .. رنگ و لعاب دیگه گرفته و نو شده .. شاید خیلی وقته نیومدم به این کلبه رویایی م سر بزنم امـــــــــــا هیچوقت غافل نبودم ازشادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان نعمتی تاريخ: سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 21:31

زندگی.. چه واژه عجیبی .. مهیب گاهی اوقات .. و گاهی شاید شیرین .. شاید تلخ ... شاید بی روح .. سخت است ... زندگی سخته ... شاید دل میخواد .. دل گنده .. نه یک دلی پر از رویاهای آبی.. روح تازه میخواد نه ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان نعمتی تاريخ: سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 21:31

میخواستم بلند شم و برم روی یه برگه حرف دلمو بنویسم .. بلند شدم رفتم ولی یادم افتاد اینجا هم هست ....... نمیدونم چرا فکرم درگیر چیزایی شده که برام مهمند ولی توی یک زندگی خیلی عادی اند .... از ااینکه ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان نعمتی تاريخ: سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 21:31

سلام نشستم کناری و بعد مدتی یا شاید بشه گفت بعد چند سال سری زدم به خونه پسرمو صدا زدم بیاد بشینه ماشا و میشا ببینه ... خودمم بعد دیدن فیلم های پر از خاطره دلم هوایی شد .. نشستم تو هال .. ناهارمونصفادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان نعمتی تاريخ: سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 21:31

روزا چقدر دیر میگذرن.. چقدر دلم میخواد این یکسال بگذره و همین الان یهویی سال بعد بشه .. خدا بزرگه.. توکل بر خودش ..

برچسب: نویسنده: آرمان نعمتی تاريخ: سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 21:31

صفحه بندی