برچسب:
نویسنده: آرمان نعمتی
داشتم الان به این فکر میکردم که ؛
اگه یکی بیاد این پستای آخرو بخونه چقده ممکنه براش عجیب باشه
حالا درسته اینجا کسی نیست خودمونیم ولی خب ممکنه بعدها مثلا یکی بیاد بخونه دیگه، اونوقت با خودش چه فکرایی ممکنه بکنه
دنیا هم کلا رنگاوارنگ شده واسه
برچسب:
نویسنده: آرمان نعمتی
بدشانسم یا بی عرضه م
من و این همه بدبختی محاله محاله یکی بیاد منو بزنه واجبه واجبه خاک تو سر منه بخت برگشته برگشته آخ آخ دل تو دلم نیست چه خاکی به سرم کنم من امروز صبح منِ خیره سر چند تا عکس میخواستم که واسه آبجیم بفرستم عکسایی که میخو
برچسب:
نویسنده: آرمان نعمتی
چه خوبه اگه توی سرمای زمستون این گلهای آفتابگردون و مهمون قلبامون کنیم به امید اینکه گرممون شه ... فکر کردن بهش وجودمون و گرم میکنه!!.. زندگی رنگهای فراوونی داره .. بعضی وقتا زودتر این رنگها جون م
برچسب:
نویسنده: آرمان نعمتی
روزای بارونی که منتظرش بودم از راه رسیده .. روزایی که به امیدش دلمو خوش کرده بودم .. خودمو خوش بین کرده بودم .. ولی حالا .. فکر میکردم با رسیدن زمستون همهی مشکلاتم حل میشه ... میخواستم تابستون زودتر
برچسب:
نویسنده: آرمان نعمتی
برچسب:
نویسنده: آرمان نعمتی
برچسب:
نویسنده: آرمان نعمتی
برچسب:
نویسنده: آرمان نعمتی
زندگی.. چه واژه عجیبی .. مهیب گاهی اوقات .. و گاهی شاید شیرین .. شاید تلخ ... شاید بی روح .. سخت است ... زندگی سخته ... شاید دل میخواد .. دل گنده .. نه یک دلی پر از رویاهای آبی.. روح تازه میخواد نه
برچسب:
نویسنده: آرمان نعمتی
برچسب:
نویسنده: آرمان نعمتی
برچسب:
نویسنده: آرمان نعمتی
برچسب:
نویسنده: آرمان نعمتی