داشتم الان به این فکر میکردم که ؛
اگه یکی بیاد این پستای آخرو بخونه چقده ممکنه براش عجیب باشه 
حالا درسته اینجا کسی نیست خودمونیم ولی خب ممکنه بعدها مثلا یکی بیاد بخونه دیگه، اونوقت با خودش چه فکرایی ممکنه بکنه 
دنیا هم کلا رنگاوارنگ شده واسه همین ممکنه از اون حرفام برداشت اشتباه بکنن، براشون ممکنه این سوءتفاهم پیش بیاد ..
ولی من نرمالم طوریم نیس همه چی امن و امانه 
نرمالم و خوب اومدما
اما دروغ چرا از یه جهاتی نرمال نیستم از لحاظ احساسی کلا درپیت تشریف دارم احساسم کلا میلنگه
یعنی خدا نکنه یکی و دوست داشته باشم و دستم بهش نرسه دمار از روزگار خودم و خودش درمیارم حالا بیچاره خودم، که باز این وسط کاره ای هم نیستم همش این دل زپرتی امر و نهی میکنه
به ریش بابامم میخنده
حالا باز خوبه بابام ریش نداره
دل میگه خاک تو سرت ضرب المثل بود جوابشو میدم به ریش خودت بخند میگه ریش ندارم من ماده م
جواب میدم ضرب المثل بود که
تا حالا دیدین آدم خودشو هم دست بندازه 
این حرفا ناشی از حال خوبمه
چند روز نداشتمش حالِ خوبو الان دوباره پیداش شده
نوشته شده در شنبه هفتم فروردین ۱۴۰۰ساعت 22:32 توسط رویای آبی|
دیر میگذره...ما را در سایت دیر میگذره دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 81